محمدرضا شجریان رو از دست دادیم. این حنجره ی کم نظیر رو خاک کردیم. غم، روح زندگی م شده. امروز صبح از خواب که بیدار شدم، اولین چیزی که دیدم تصویر همایون شجریان بود. غم آلود. شکسته. بغضم شکست. شادی چرا رمیده همایون؟ تصور اینکه این صدا دیگه نمیتپه، غمگینم میکنه. دوباره شدم همونی که دی ماه ۹۸ بودم. به عکس اون مسافرا زل میزدم و باورم نمیشد این همه شور و اشتیاق، الان زیر خاکن. اگر میتونستم یه قدرت ماوراطبیعی داشته باشم، قطعا این بود که غم رو از وجودم پاک کنم. رفت آنکه پیش پایش، دریا ستاره کردی.
احتمالا یک عمر در توهم بوده ایم.
رو ,شجریان ,غم ,شور ,نمیشد ,اشتیاق، ,رو از ,باورم نمیشد ,نمیشد این ,و باورم ,میزدم و
درباره این سایت